برچسب:
نویسنده: آریا امینی
خوشا به حال انکه دلش را به راه عشق سپید می بازد و هر روز صبح با عطر خوشِ گلِ سرخ عشق چشم بر دنیا باز میکند...
و وای به حال مجنونی که در راهِ عشق تنها سرگردانی نصیبش می شود وصبح اش با گلِ رزِ سیاه طلوع میکند
برچسب:
نویسنده: آریا امینی
برچسب:
نویسنده: آریا امینی
برچسب:
نویسنده: آریا امینی
برچسب:
نویسنده: آریا امینی
عشق آن شب مستِ مستش کرده بود فارغ از جام و الستش کرده بود سجده ای زد بر لبِ درگاه اوپر ز لیلا شد دلِ پر آه او گفت یارب!از چه خوارم کرده ای؟برسلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ایوندر این ب
برچسب:
نویسنده: آریا امینی
برچسب:
نویسنده: آریا امینی
برچسب:
نویسنده: آریا امینی
برچسب:
نویسنده: آریا امینی
بنام خداسلامعنوانی که نوشتم نمیدونم چقدر مرتبط با حرفایی هست که میزنماما چیزیه که تو یه لحظه بقول ندوشن از سراچه ذهنم اماس کردمیخوام دو کلمه حرف حساب با خودم و شما بزنم و برای شروع بهتره بپرسم تاثیر د
برچسب:
نویسنده: آریا امینی